محمد مهدى ملايرى
116
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
ساختند « 1 » و بدينترتيب ديرى نگذشت كه ترسّل ديوانى و غيرديوانى در زبان عربى پيشرفتى بهسزا كرد و در قرن بعد باز به همّت دبيرانى از همان طبقه يعنى ايرانيان عربىنويس همچون ابن مقفع و عبد الحميد و بسيارى ديگر از دبيران و نويسندگان ايرانى كه كتب ادبى عربى از نام آنها مشحون است زبان عربى در ترسّل و انشاء و تأليف و تدوين به پايگاهى بلند رسيد . اين در دوران اموى بود كه براى پيشرفت علم و معرفت چندان مساعد نبود و با آنكه ايرانيان هم در آن محيطى مناسب نمىيافتهاند باز اثر گرايش اسلامى آنان آن اندازه بوده است كه در اين دوران هم تا حد اقتضاى محيط به گسترش فرهنگ اسلامى و كاربرد زبان عربى بپردازند و چون به دوران بعد يعنى دوران عباسى برسيم كه در آن ايرانيان و گرايش اسلامى ايشان فرصتهاى مناسبترى براى رشد و ظهور يافتند اثر ايشان را در پيشرفت علم و ادب و فرهنگ و تمدن اين عصر به اندازهاى خواهيم يافت كه به زحمت مىتوان نمونههائى از آن برشمرد . زيرا در اين عصر هيچ رشتهاى از علم و ادب و فن و هنر را نمىتوان ذكر كرد كه ايرانيان از پايهگذاران يا دستكم از سرشناسان آن رشته نباشند . و اين هم در اين مورد گفتنى است كه آنچه در اين دوران در اين سرزمين در علوم و فرهنگ اسلامى و ادبيّات عربى بهوجود آمد ، همچون الگو و سرمشقى براى نظائر آنها در جاهاى ديگر بهكار رفت . زيرا آنچه در آن مناطق هم بهوجود آمد بازتابى بود از آنچه در اين سرزمين پايهگذارى شده بود . نوشتهاند هنگامى كه كتاب العقد الفريد تأليف ابن عبدربّه اندلسى ( 241 - 328 ه . ق . ) را به مشرق آوردند ، اهل ادب گمان بردند كه در آن ، اخبار مغرب و آثار ادباى آن سامان را خواهند يافت و چون آن را خواندند ، گفتند : اين كالاى خود ما است كه به ما بازگردانده شده « 2 » . كتاب العقد الفريد نخستين كتاب معتبرى بود كه در خارج از اين منطقه در
--> ( 1 ) - دراينباره نگاه كنيد به مشاجرهء بين مردان شاه و صالح ، در همان مقاله . ( 2 ) - اين گفته را در برخى مآخذ به صاحب بن عباد ، وزير نامآور ديلميان نسبت دادهاند كه چون آن را خواند بدين آيهء قرآن تمثل جست : « هذِهِ بِضاعَتُنا رُدَّتْ إِلَيْنا » .